۱۳۸۹ مهر ۲, جمعه

حزب حرکت ملی M.H.P


حزب حرکت ملی
M.H.P
طرح نو

●درآمد
اندیشه ی سیاسی پان ترکیسم (1) از ایدئولوژی هایی بود که در پایانه های حکومت  امپراتوری عثمانی میان نخبگان سیاسی ترک شکل گرفت و گسترش یافت.این اندیشه بر پایه ی تصورات تاریخی و فرهنگی و عمدتا زبانی در صدد متحد کردن همه ی ترکان جهان در یک کشور و در زیر یک حکومت بنام دولت بزرگ توران بزرگ یا ترکیه بزرگ می بود.عمده تاکید پان ترکیست ها در شناسایی و تعریف عنصر ترک بر پایه و اساس زبان مشترک ترکی شکل گرفته است و براین باور است که هر مردمی به این زبان گفتگو کرده یا می کنند وابسته به ملت ترک می باشند.این ایده که ترکان ملتی بزرگ و هم خون مغولان می باشند و در گذشته امپراتوری های نیرومندی را شکل داده اند نخستین بار از سوی نویسندگان غیر ترک و عمدتا یهودی ارائه گردید.چراکه در امپراتوری بزرگ عثمانی  که متشکل از نژادها و ملتهای گوناگون بود،چندان اهمیتی و تاکیدی بر عنصر ترک و زبان ترکی وجود نداشت.چنانکه بسیاری از یونانی ها و اروپایی ها همانند وزیر بزرگ سلطان سلیمان قانونی ( ابراهیم) از مسیحیان مسلمان شده بودند که وارد دربار شده بودند و بسیاری دیگر از امپراتورهای عثمانی از مادران روس و اروپایی متولد شده بودند....
 در بسیاری از موارد ترک نام تحقیر آمیزی بود که به مردم روستایی و نادان آناتولی به عنوان لقبی استهزایی اطلاق می گردید.(2). در این فرهنگ چه از سوی حکومت و چه از سوی مردم تابع امپراتوری، عثمانی به شمار رفتن وجه مشترک همه ی اقوام و مردم محسوب می شد و مهم اینکه حاکمان نیز هدف و برنامه یا خواسته ای تحت عنوان ترک کردن ملل تابعه را نداشتند.
●تئوریسین های غیر ترک پان ترکیسم
هر چند که امروزه غالبا نویسندگانی چون ضیاء گوک آلپ ،احمد آقایف ،نیهال آتسز ، آکچورا از نظریه پردازان عمده ی پان ترکیسم و پان تورانیسم شناخته می شوند ولیکن ریشه ی اصلی این مقوله را باید در کتاب ها و نوشته های خاورشناسان غیر ترک جستجو کرد.
آرتور لملی دیوید نخستین کسی بود که در سالهای 1810 تلاش بسیاری را مصروف شعله ور کردن احساسات ملی گرایانه در میان ترکان و یادآوری قومیت ترکی آنان نمود. وی در کتاب بررسی های مقدماتی تلاش داشت به ترکان اثبات نماید که دارای نژاد و ملیت برجسته ای هستند و بر سایر ملیت های تابع عثمانی برتری دارند.القائات دیوید _که از یهودیان انگلستان بود_  پیرامون برجستگی ترک ها بعدها تاثیر زیادی بر روی نهضت ترکان جوان گذاشت.در سال 1851 فواد پاشا و جودت پاشا نوشته های دیوید را به ترکی عثمانی ترجمه کردند و علی ساوی آثار دیوید را اساس نوشته های خود در ارتباط با زبان ترکی قرار داد.
دیوید لئون کوهن یکی دیگر از اروپائیان یهودی تبار بود که میل زیادی به نشان دادن برتری ترک ها داشت.وی که تبعه ی فرانسه بود تلاش داشت پیوندهای ترکان با سایر ملل مسلمان را سست نماید و در همین جهت پس از انتشار کتاب خود در زمینه ی تاریخ ترکان (1899) جمعیت هایی متشکل از اعراب و ترک ها را در پاریس دور خود گرد آورد و عملا تلاش کرد افکار ناسیونالیستی را در این ملتها تقویت نماید.لئون کوهن نیز از یهودی تبار های فرانسه بود.
آرمینوس وامبری یهودی مجارستانی که در خدمت دولت فخیمه انگلستان قرار داشت از جمله ی خاورشناسانی است که بیشترین تاثیر را در جنبش های پان تورانیستی در همان دوران نخست گذاشت.وی یکی از بخش های کتاب خود بنام درویش دروغین در خانات آسیای میانه را به ترک ها اختصاص داد و برای نخستین بار ادعا کرد مردمی در حد فاصل دیوار چین و بالکان زندگی می کنند که همه از یک ملت بزرگ کهن شمرده می شوند و در گذشته در سرزمینی بزرگ و یگانه بنام توران روزگار می گذراندند.این کتاب که در سال 1868 در انگلستان چاپ شد سعی داشت به ترکان عثمانی تلقین کند که بر همه ی ملل شرقی برتری دارند و از نواده های چنگیز خان مغول به شمار می روند در نتیجه بایستی در سایه ی اتحاد ترکی مجد و عظمت گذشته را تجدید نمایند.وامبری فرزند یک  روحانی یهودی بود و پس از دوران جوانی به خدمت دولت انگلستان در آمد .تلاش وی رودررو قرار دادن عثمانی و روسیه ( جهت ناتوان سازی هر دو) و تکه پاره کردن نواحی عرب نشین عثمانی جهت استیلای اروپایی ها براین منطقه بود.جالب آنکه بیشتر سیاستمداران موثر در کمیته ی اتحاد و ترقی از کسانی بودند که در عثمانی به آنان دونمئه ( یهودیان مسلمان شده )اطلاق می گردید و مصطفی کمال نیز تحت نظر همین دسته از افراد پرورش یافت.
●اهداف  یهودی ها از طرح  پان ترکیسم:
هدف یهودیان از ترویج ملی گرایی افراطی و ساختگی در جامعه روشنفکری ترکیه شعله ور ساختن جنگ داخلی و دشمنی میان ترک ها و اعراب و ایجاد بی ثباتی در مستعمره فلسطین و در نهایت بدست گرفتن کنترل اوضاع در اورشلیم به کمک انگلستان می بود. توضیح اینکه پس از نا امیدی یهودی ها از مذاکرات با سلطان عبدالحمید پیرامون واگذاری فلسطین و قدس به یهودی ها صهیونیست ها برنامه تکه تکه کردن عثمانی و ایجاد جدایی میان و اعراب را طراحی نمودند.بر اثر دسیسه ی صهیونیستی و استعماری جنبش ترکان جوان(3) سازمان دهی شد و در 1908 با به قدرت رسیدن سران این جنبش عبدالحمید برکنار گردید.النهایه در نتیجه ی سیاست های استعماری و جدایی افکنانه و برتری جویانه کمیته ی اتحاد و ترقی آتش جدایی میان ترک ها و سایر ملل مرد بیمار اروپا زبانه کشید و زمینه برای تسلط یهودی ها بر اورشلیم و ارض مقدس هموار گردید.
●پان ترکیسم در عثمانی :
یوسف آکچور اوغلو ( آکچورا ) یکی از تئوریسین هایی نام آور پان ترکیسم بود که رساله های وی بنام "سه طرز سیاست" اهمیت فراوانی در میان گروه های ملی گرای ترک یافت.آکچورا که از تاتار های کریمه ( روسیه) می بود ، زیر تاثیر مستقیم پان اسلاویسم قرار داشت.کتاب وی برای وی نخستین بار در قاهره به چاپ رسید و به تدریج اهمیتی در درجه مانفیست پان ترکیسم پیدا کرد.از نظر وی تنها مبنای هستی واحدی که آنرا ملت ترک می نامید ،عبارت بود از ترک گرایی(پان ترکیسم).
ضیاء گوک آلپ _ که مادر وی کرد تبار بود_از اندیشمندان متأخر پان تورانیسم محسوب می شود که مقام و جایگاه ویژه ای در میان پان ترکیست ها دارد و پدر پان ترکیسم لقب گرفته است.از نظر وی میهن ترکان نه ترکیه است و نه ترکستان بلکه توران بزرگ کشور جاودانی آنان محسوب می شود.وی برای پیشبرد آمال خود تئوری هایی در زمینه ی اقتصاد،جامعه شناسی و سیاست و... ارائه داد که هر کدام باب ویژه ای در زمینه ی پان ترکیسم محسوب می شود.
نیهال آتسز یکی دیگر از تئوریسین های جدید پان ترکیسم بود که اعتقاد داشت گروه های انسانی را باید بر اساس زبان تقسیم بندی کرد و بر این اساس است که نژاد و نسب ترکها و مغول ها به ریشه ی یکسانی می رسد.او در مقاله ای با عنوان " ترکها از کدام نژاد هستند؟" می نویسد: « مغول هرچه قدر هم وحشی و بربر باشد دست کم صاحب مزیت هایی است که یک سرباز و جنگجو داردو از سوی دیگر قرابت ترک و مغول امروزه یک حقیقت علمی به شمار می رود.تاریخ و خون این دو بقدری با هم آمیخته است که بررسی جداگانه ویژگی های ایشان نا ممکن است.»(4) وی در فرازی از همین مقاله اشاره ی ضمنی دارد به اینکه ملت ترک دارای تمدن کهنسالی نبوده اند برای مطرح شدن در جهان چنین موضوعی ضرورتی ندارد.
« امروزه برای مطرح شدن به عنوان یک ملت متمدن نیازی نیست ثابت کنیم ملتی بوده ایم که تمدن پیش از میلاد مسیح داشته ایم.همانطور که ملت های امروزین اروپا چنین نیستند... به کودکان مان میگوییم پدران تو به دلیل زندگی در سرزمین های سرد و خشن و میان ملل پرجمعیت ،جنگ جویان و سربازان فوق العاده ای شده و زندگی شان صرف جنگ با طبیعت و سایر ملتها شده است.علیرغم این هر زمان که فرصتی پیدا می کردند تمدن های والایی بر پا می نمودند ولیکن  آن برتری را که در جنگ و سربازی بدست آورده اند هنوز در میدان تمدن کسب ننموده اند» (5)
●نهاد های نخستین پان ترکیسم :
 از نهادهای عمده ای که در اواخر عثمانی با ایده ی ترک گرایی گام در عرصه اجتماع نهاد " ترک درنگی" در سال 1908 بود که در اسلامبول تاسیس شد.این انجمن ترویج ترکی عثمانی در میان ملل بیگانه به ویژه در میان ترکان بالکان ،ایران،روسیه ،چین ،اتریش و... را در برنامه کاری خود قرار داد. در سال 1912 ترک درنگی جای خود را به "ترک اجاقی" سپرد.این انجمن نیز در بیانیه خود پیشبرد آموزش ملی و ارتقای سطح علمی و اجتماعی ترک ها را که در صدر ملل اسلامی قرار دارند دانسته و تلاش برای بهبود نژاد و زبان ترکی را برنامه خود اعلام کرد.
پی از شکست عثمانی در جنگ دوم جهانی و واگذاری سرزمین های غربی به اروپا در زمان حکومت کمیته ی اتحاد و ترقی  و بنیان گذاری ترکیه نوین با مرزهای کنونی در سال 1923 بوسیله ی مصطفی کمال پاشا تب ناسیونالیسم الحاق گرایانه تا حد زیادی فرو کش کرد.آتاترک تلاش می کرد برای خشنودی کشور های همسایه به صورت صریح به پان ترکیسم دامن نزند و بیشتر تلاش خود را مصروف نوسازی داخلی جمهوری نوپای ترکیه می نمود.از جنگ جهانی دوم به این سو نیز ترکیه به دلایلی از سیاست های پان دست کم در ظاهر گریزان بود . در این دوران سرلوحه ی سیاست خارجی ترکیه را اروپایی شدن و غرب گرایی تشکیل میداد از سوی دیگر قدرت شوروی و ایران مانع نفوذ ترکیه در قفقاز و سرزمین های به اصطلاح ترک نشین(آسیای میانه) در آن دوران می شد.به همین دلیل ترکیه در ظاهر چندان فعالیتی در راستای سیاست های الحاق گرایانه از خود بروز نمی داد و بیشتر انرژی خو مصروف سرکوب جنبش های کردی و ترک کردن کردها می نمود.
●حزب حرکت ملی (اقدام ملی)
همانند امروز هنگام بنیانگذاری جمهوری لائیک ترکیه در 1923 در آن روزگار نیز ارتشیان و افسران ارتش ترکیه ( اردو ) دارای روحیه بالای پان ترکی می بودند و برای تسکین دادن شکست های ناشی از جنگ جهانی به دامان این افکار چنگ میزدند در نتیجه همکاری های نزدیکی با گروه های  سیاسی پان ترکیست برقرار می کردند.پس از درگذشت آتاترک و گذار از دوران تک حزبی، احزاب چندی در ترکیه تشکیل شدند .حزب حرکت ملی (6) که اکنون نیز در صحنه ی سیاسی ترکیه حضور دارد یکی از احزابی بود در آن دوران توسط آلپ ارسلان تورکش بنیانگذاری شد.
●کارنامه ی آلپ ارسلان تورکش:
تورکش در سال 1939 با درجه ی سروانی از مدرسه ی جنگ پیاده نظام دانش آموخته شد و در سال 1944 به درجه سرهنگی رسید.در همین سال به همراه نیهال آتسز به اتهام نژادپرستی و پان تورانیسم محاکمه و به 9 ماه و 10 روز حبس محکوم شد.در همان سال ِ نخست زندان با حکم دادگاه نظامی آزاد و در سال 1947 از اتهامات وارده تبرئه شد.تورکش در سال 1948 دانشکده ی افسری را به پایان رساند سپس به امریکا فرستاده شد و در امریکا تحصیل کرد. در سالهای 57- 1955در واشینگتن در کمیته ی دائمی ناتو به عنوان  "هموند هیئت نمایندگی ستاد مشترک ارتش ترکیه " انجام وظیفه نمود. در این سال نیز به تحصیل در رشته ی اقتصاد بین الملل پرداخت.در سال 1959 به آلمان فرستاده شد و سپس به عنوان فرمانده نیروی زمینی ناتو ( مدیریت شعبه ترکیه) ارتقاء یافت و به درجه آلبای در ارتش ترکیه نائل گردید.
تورکش در کودتای 1960 ارتش بر علیه دولت ادنان مندرس در کمیته ی رهبری کودتا (7) عضو بود.همچنین جزو 8 نفر از افسرانی بود که کودتای 27 می   1960 را طراحی و اجرا نمودند(8).تورکش اعلامیه کودتا را شخصا از رادیو خواند و از آن پی نامش بر سر زبان ها افتاد.وی به علت اختلاف نظرهای داخلی با سایر اعضا از کمیته اخراج و به عنوان مشاور سفیر به دهلی نو فرستاده و از ارتش نیز بازنشسته اعلام شد.وی در سال 63 انجمن صلح و پیشرفت را با هدف گردهم آوردن نیروهای ملی گرا بنیانگذاری کرد.در این سال با طلعت آیدمیر و فتحی گورجان که در تدارک کودتای دیگری بودند وارد همکاری شد ولی به علت به توافق نرسیدن با آن دو  کودتا را به دولت گزارش کرد.تورکش در دادگاه نظامی به جرم سازماندهی کودتا محاکمه ولی به جهت لو دادن آن تبرئه گردید.
در سال 1965 به همراه چند تن از اندامان پیشین کمیته ی اتحاد ملی "حزب جمهوری خواه ملت روستایی C.K.M.P را تاسیس کرد و به عنوان نماینده مردم آنکارا وارد مجلس شد.در سال 69 حزب وی بنام حزب حرکت ملی تغییر نام و نشان سه هلال ماه را به جای نشان ترازو سمبل حزب قرار داد.در سالهای 1969 تا 1973 به عنوان نماینده مردم آدانا در مجلس حضور داشت.تورکش پس از کودتای 1980 که زد و خورد های پان ترکیست ها با گروه های چپگرا علت اصلی آن بود زندانی شد و تا سال 1985 در حبس بود.او تا سال 1987 از فعالیت سیاسی ممنوع شده بود ولی در این سال با ورود به حزب کوشش ملی M.G.P با دیگر وارد میدان سیاست شد و در سال 1991 وارد پارلمان گردید.در سال 93 با لغو قانون ممنوعیت فعالیت احزاب نام کوشش ملی را به حزب حرکت ملی تغییر داد . در انتخابات 1995 نتوانست وارد پارلمان شود و به نگارش کتاب روی آورد. آلپ ارسلان تورکش در سال 1997 بر اثر سکته قلبی درگذشت.
●کارنامه ی حزبی و انتخاباتی حزب حرکت ملی پیش از مرگ تورکش:
 حزب حرکت ملی ( تاسیس 1969) در دهه هفتاد میلادی بزرگترین سنگر نیروهای پان ترکیست به نام گرگ های خاکستری در ترکیه بود .این حزب دوبار در دولت های ائتلافی موسوم به جبهه ملی گرا به رهبری سلیمان دمیرل در سالهای پایانی دهه ی هفتاد شرکت کرد و تورکش سمت معاون نخست وزیر را کسب نمود.در پایان دهه ی هفتاد میلادی درگیری های مسلحانه ی این حزب با چپگرا ها سبب کشته شدن  پنج هزار نفر گردید بطوری که در روزهای واپسین پیش از کودتا بطور متوسط روزانه بیش از 30 نفر به قتل می رسیدند.پس از کودتای 1980 تورکش به همراه بسیاری دیگر از رهبران سیاسی به مانند دمیرل ،اربکان و اجویت دستگیر و زندانی شد.پس از آزادی او از زندان در سال 78 تلاش های سیاسی حزبش تا مدتی در قالب حزب کوشش ملی پیگیری شد.این حزب پس از کودتای 1980 در جامعه ی ترکیه با افول شدیدی روبرو شد.M.H.P در انتخابات پارلمانی 29 نوامبر 1987 کمتر از 3 درصد آرا را بدست آورد.در انتخابات 20 اکتبر  1991 وارد انتخابات نشد ( هرچند تورکش به عنوان کاندیدای مستقل از شهر یوزقات راهی مجلس شد).در انتخابات شهرداری ها در سال 1989 نیز توانسته بود 3/4 درصد آرا را کسب نماید.در انتخابات 1995 حزب حرکت ملی با بدست آوردن 8 درصد آرا موفق به ورود به پارلمان نشد.هرچند پس از سقوط دولت ائتلافی چیللر _ اربکان در سال 1995 و استعفا نماینده های حزب راه راست و پیوستن آنان به M.H.P این حزب توانست صاحب دو کرسی در مجلس گردد ولیکن پی از مرگ تورکش M.H.P تا انتخابات سال 1999 نتوانست پیروزی چشمگیری در عرصه سیاست انتخاباتی نشان دهد.
M.H.P خواهان پایبندی به سنتهای دیرین ترکیه و کمک به جوامع ترک نشین به مانند ترک های قفقاز و ترکان اویغور چین است.این حزب از طریق کمکهای مالی به گروه های قوم گرای سایر کشورها شبکه زیرزمینی فعالیت های پان ترکی را پس از فروپاشی شوروی تشکیل داده است.
با مرگ تورکش "دولت باغچه لی " در سال 1997 طی یک کنگره ی اضطراری به رهبری حزب بر گزیده شد.وی متولد سال 1947 در شهر عثمانیه می باشد و در رشته ی اقتصاد تحصیل کرده.باغچه لی در جوانی در انجمن های ملی گرای اولکو اوجاقلاری ( اولکوجولر) فعالیت چشمگیری داشت.در سال 1970 به دبیرکلی فدراسیون ملی دانشجویان ترک رسید و در مبارزات دانشجویی شرکت نمود.پیش از پیوستن به M.H.P به دبیرکلی حزب ملی گرای کار برگزیده شد . در زمان حیات تورکش به M.H.P پیوست و تا معاونت دبیرکل پیش رفت.
در مورد دولت باغچه لی نکته ی قابل توجه این است که وی در واقع پیش از یک سیاستمدار، مامور سازمان اطلاعاتی ترکیه (میت) در حزب حرکت ملی به شمار می رود.در آستانه انتخابات 2007 نامه ای از آلب ارسلان تورکش در مطبوعات ترکیه منتشر شد که  در آن باغچه لی از سوی تورکش مامور میت در حزب حرکت ملی دانسته شده بود. تورکش همچنین دراین نامه که در سال 1983 به یکی از همفکران خود نوشته بود از باغچه لی به عنوان یک عنصر غیرقابل اعتمادی یاد کرده است.
 M.H.Pتوانست در انتخابات آوریل 1999 پس از سالها با اقتدار بیشتری وارد پارلمان شود و با داشتن 129 کرسی در پارلمان در دولت ائتلافی بلند اجویت شرکت کند.
پیروزی این حزب در این دوره از انتخابات به دلیل افول ناگهانی دو حزب رفاه و راه راست و باز شدن عرصه برای سایر احزاب و نیز دستگیری عبدالله اوجالان رهبر پ.ک.ک در کنیا بود.
با سقوط دولت ائتلافی اجویت در سال 2002 و پیروزی قاطع حزب عدالت و توسعه، M.H.P از ورود به مجلس بازماند و در حد فاصل سالهای 2002 تا 2007 فعالیت زیادی در صحنه ی سیاست ترکیه از خود نشان نداد.
دومین موفقیت نسبی حزب حرکت ملی در انتخابات سال 2007 بود که توانست با کسب 14 درصد آرا بیش از 70 نماینده وارد مجلس نماید.حملات و خشونت های فزاینده پ.ک.ک در این دوره نیز باعث افزایش گرایش های ملی گرایانه میان مردم و سرازیر شدن آرا به سوی M.H.P شد.از سوی دیگر ائتلاف ناموفق حزب راه راست و حزب مام میهن که ابتدا با تبلیغات زیادی اعلام شد ولی سپس با موانع حقوق روبرو گشت و در نهایت سبب از دور خارج شدن مام میهن از گردونه انتخابات گردید سبب افزایش اقبال M.H.P بود.
● بهره سخن :
هرچند امروزه بسیاری از روزنامه نگاران و سیاست مدران ترکیه با نگاه واقع بینانه به مسائل روز تا حد زیادی از پان تورانیسم فاصله گرفته ان و بیشتر نیروهای ملی ایده ی کمالیسم را مد نظر دارند و لیکن نهاد هایی چون ارتش و سازمان های اطلاعاتی و زیر زمینی و انجمن های اولکو اوجاقلاری و بنیاد تورکش از بنگاه های اجتماعی هستند که به پان ترکیسم دامن می زنند.بسیار دیده شده که افسران رده بالای « اردو» پس از بازنشستگی دست به تاسیس گروههای پان تر کیستی می زنند و با جذب نیروهای اجتماعی در جامعه عرض اندام می نمایند.وجود این نهادها و چنین تحرکاتی نشانگر این واقعیت است که هنوز بخشی از بدنه سیاسی جامعه ی ترکیه ( هرچند محدود)حاضر به پذیرش بسیاری از واقعیت های جهانی نمی باشند. از سوی دیگر دولتهای لائیک ترکیه با در پیش گرفتن برخی سیاستهای خارجی ثابت کرده اند هنوز رسوباتی از سیاستهای الحاق گرایانه را در ذهنیات خود دارا می باشند.گذشته از برخی اقدامات فرهنگی ترکیه در همین زمینه ها مساله اشغال قبرس ،سیاست تنظیم شده  ی تورقوت اوزال ( رئیس جمهور اسبق) پس از فروپاشی شوروی در قفقاز و آسیای میانه دلیل این مدعا ست. از اقدامات بارز ترکیه در زمینه ی ترک گرایی دشمنی با ارمنستان و نپذیرفتن مسئولیت کشتار یک و نیم میلیون ارمنی توسط پان ترکیست های کمیته ی اتحاد ترقی در زمان عثمانی ، حمایت از دولت باکو در مناقشه قره باغ و مهم تر از همه برگزاری نشست های تورک سوی ( ترک نژاد) می باشد. این نشست ها که عموما در آنکارا یا استانبول در سطح سران عالی رتبه ی کشور ها در آنکارا یا استانبول برگزار میگردد از زمان فروپاشی شوروی تا سال 2000 با میزبانی ترکیه انجام می پذیرفت.پس از یک وقفه ی شش ساله در سپتامبر 2006 هفتمین  نشست این اجلاس در آنتالیا برگزار گردید.هر چند حضور سران کشورهای ترک زبان در این سلسله نشست ها با کمک مترجم موجب شگفتی و استهزای کلیت این جریان از سوی سایر کشور ها شد ولیکن ذات این حرکت اثبات نمود هنوز بارقه هایی از گرایش های رمانتیک پان ترکی در میان سیاستمداران ترکیه وجود دارد.
در حال حاضر تمرکز سیاسی و البته نا موفق ترکیه در آسیای میانه سبب شده استاین کشور نتواند آنطور که باید در این منطقه نفوذ عمیق داشته باشد.در حالیکه کشورهایی چون هند و چین نبض بازار اقتصادی آن منطقه را در دست گرفته اند ترکیه با سیاستی نا پخته و مه آلود کمترین نقش اقتصادی و تاثیر سیاسی را در میان کشور های آسیای میانه _ که تورقوت اوزل نقش برادر بزرگتر این دولت ها را برای ترکیه در نظر گرفته بود _ را داراست.


یادداشت ها:
(1). Turkculuk
(2). از جمله ضیاء گوک آلپ در نوشتاری به این مسئله اشاره دارد که شدت سرکوب هویت ترکی در دوران عثمانی بسیار خشن و شدید می بوده و از ترک تنها برای نامیدن مردم عامی و بیسواد استفاده می شد.
(3).Genc Turkler
 (4)      .Moğol, ne kadar medeniyetsiz ve barbar olursa olsun, hiç olmazsa hakiki bir askerin meziyetlerine maliktir. Halbuki, Türk-Moğol akrabalığı bugün ilmi bir hakikattir. Bunları  tarihleri ve kanları o kadar birbirine     karışmıştır ki, ayrı ayrı tetkik edilmelerine imkan yoktur. (Atsız Mecmua, 1931, Sayı: 6)                         
(5). نیهال آتسز، پیشین.
Bugün medeni bir millet olarak yaşamak için, İsa’dan önceki asırlarda bir  medeniyet yaratmış olmaya lüzum yoktur. Nitekim, bugünkü Avrupa     milletlerinin hiç biri böyle eski bir medeniyete sahip değillerdir. …. Türk yavrularına gayet açık olarak söylemeliyiz ki: “Senin ataların çorak topraklarda, sert iklimlerde ve kalabalık milletlerin arasında yaşadığı için, mükemmel asker olmuş ve ömrü tabiatla ve milletlerle savaşarak  geçmiştir. Buna rağmen fırsat bulduğu zaman, yüksek medeniyetler  kurabilmiştir. Fakat askerlikte kazandığı yüksekliği, henüz medeniyet sahasında göstermeğe vakti olmamıştır.”                                         
این در حالیست که تمام نویسندگان پان ترکیست در ترکیه تا این روز تلاش کرده اند کارنامه و تمدن باستانی برای خود بتراشند و اگر چنین چیزی یافت نکرده اند از طریق ترک وانمود کردن سایر ملت های باستانی از جمله سومر و ترک اعلام کردن بزرگان سایر ملل از جمله ابوریحان بیرونی ، پور سینا ، نظامی ، ابو مسلم خراسانی، فارابی و... کمبود و خلا فرهنگی خود را جبران نمایند.

(6).Millietci Hareket Partisi

(7).کمیته ی اتحاد ملی M.B.K که تا تحویل حکومت به دولت غیرنظامی هدایت کشور و دولت را در دست می گرفت.
(8).کودتای 1960 از سوی گروهی از نظامیان به رهبری ژنرال کمال گورسل بر علیه دولت ادنان مندرس صورت گرفت.گورسل تا 1 سال پس از کودتا هم شخصا حکومت را اداره می کرد و هم به تنهایی وظایف ریاست جمهوری و نخست وزیری را بر عهده داشت. از سال 61 تا 64 عصمت اینونو ( از بنیانگذاران ترکیه نوین و همکار نزدیک آتاترک و دبیر کل وقت حزب جمهوری خلق) بر کرسی نخست وزیری تکیه زد . گورسل تا سال 64 رئیس جمهور ترکیه بود.در اثر کودتای 27 می 1960 همه ی اعضای دولت مندرس و حزب دموکرات وی از کار بر کنار شده و  مندرس و چند تن از اعضای کابینه ی وی از جمله احمد پولاد کان به جوخه های اعدام سپرده شدند.


بن مایه ها :

·         احمد کاظمی، امنیت در قفقاز جنوبی،موسسه فرهنگی و مطالعات و تحقیقات ابرار معاصر تهران
·         احمد کاظمی،پان ترکیسم و پان آذریسم، موسسه فرهنگی و مطالعات و تحقیقات ابرار معاصر تهران
·         جاکوب لاندروب،پان ترکیسم یک قرن در تکاپوی الحاقی گری،ترجمه حمید احمدی
·         علیرضا سلطانشاهی،پان ترکیسم و صهیونیسم،انتشارات تمدن ایرانی
·         نادر انتخابی،از عثمانی گری تا تورانی گری،ماهنامه نگاه نو،شماره 16، 1372
·         ارمنستان و مسائل امنیتی در قفقاز جنوبی،گرانیک استریان، فصلنامه آران ،شماره 7



* روزنامه نگار در تبریز و کارشناس حقوق

تاریخ تنظیم نوشتار : امرداد 1386 خورشیدی


۱۳۸۹ مهر ۱, پنجشنبه

طرح خاورمیانه بزرگ و تغییر مرزها



طرح خاورمیانه بزرگ و تغییر مرزها

● درآمد:
پروژه موسوم به خاورمیانه بزرگ بخشی از برنامه ای بزرگتر به نام "طرح برای یک قرن جدید آمریکایی" (1) می باشد که به باور کارشناسان به منزله ی مانیفست تاریخی محافظه کاران امریکایی تلقی می شود.بر اساس این طرح ارتش امریکا برای انجام مسئولیت های محوله بسیار کوچکتر از حد انتظار است.برای همین منظور ارتش امریکا بایستی گسترش یابد تا بتواند توانایی حضور در همه نقاط جهان را پیدا کند. از فازهای مهم این طرح مسئله تامین انرژی ایالات متحده است.در همین راستا طرح خاورمیانه بزرگ بر اساس تکه تکه کردن کشورهای بزرگ منطقه یا تغییر رژیم های سیاسی آن ها تدوین شده است.هر چند اجرای این طرح در قالب برنامه ی طرح برای یک قرن جدید آمریکایی به نومحافظه کاران امریکایی نسبت داده می شود که هم اکنون کاخ سفید را ترک گفته اند ولی باید دانست موسساتی و تئوری پردازانی که این برنامه ها را پیش بینی کرده اند و همچنین سرمایه دارانی که از آن حمایت می کنند (مافیای سیاست جهانی) هنوز دلبستگی فراوانی به اجرای آن در نیم سده آینده دارند.
متاسفانه شمار مقالات پژوهشی و کتاب های منتشر شده در کشور ما پیرامون طرح خاورمیانه بزرگ به قدری اندک است که امکان دسترسی به آن ها برای همگان میسر نبوده و اندک شمارند کسانی که پیرامون شناسایی این طرح خطرناک - که برای کشور ما باید به منزله دسیسه ای تلقی گردد – تلاش نموده اند.
تلاش و خواسته ی این نوشتار بازشناسی طرح خاورمیانه بزرگ،بازشناسایی نهادها، افراد و موسسات پژوهشی پشتیبان این طرح ،اهداف طرح خاورمیانه بزرگ و در نهایت اقدامات عملی انجام شده در چارچوب همین برنامه در مورد کشور ما می باشد.

● فایده بحث:
بنا بر داده های رسمی نزدیک به هفتاد درصد انرژی مصرفی ایالات متحده امریکا تا سال 2025 باید از ناحیه خاورمیانه تامین شود.این وابستگی عظیم انرژی امریکا به منطقه مزبور کاخ سفید و تئوریسن های امریکایی را وادار کرده تا جایی که می توانند در اندیشه بیمه کردن این ناحیه به سود سیاست های امریکا باشند.
خاورمیانه از دو بخش عمده خاورمیانه عربی و غیر عربی تشکیل یافته است.خاورمیانه عربی از دیر باز و از بدو تاسیس کشورهای عربی(پس از جنگ جهانی نخست) در زیر سیطره انگلستان و امریکا بوده و این دولتها همواره توانسته اند دیدگاه های خود را به شیخ ها و دولت های عرب تحمیل کنند.خاورمیانه غیر عربی نیز شامل ایران،ترکیه،کشورهای جدا شده از شوروی سابق و... می باشد.در میان این کشورها نیز دو کشور ایران و ترکیه جزو کشورهای قدرتمند به شمار می روند که تا حد زیادی توان مقابله با خواست های غرب و اتخاذهای سیاست های مستقل را دارا هستند.
اما ایران به دو دلیل عمده بیش از ترکیه در هدف سیاست های خاورمیانه بزرگ قرار گرفته است.یکم به دلیل در اختیار داشتن ساحل نیمروزی دریای مازندران یعنی یکی از بزرگ ترین منابع نفتی و هیدروکربنی جهان و دیگری به علت ناهمسویی حکومت ایران با سیاست های غرب و امریکا و دشمنی با اسرائیل.
پروژه خاورمیانه بزرگ در صدد است با تکه تکه کردن کشورهای قدرتمند منطقه از جمله ایران و ترکیه،دولت های بی ثبات،وابسته و ناتوان در نواحی حساسی چون سواحل دریای مازندران و خلیج فارس و ناحیه بصره به وجود آورد.شیوه ایجاد این بی ثباتی در ایران از سوی غربی ها تقسیم آن به کشورها و مناطق کوچک با استفاده از گونه گونی قومی می باشد.
از این چشم انداز استقلال و تمامیت ایران به صورت مستقیم و جدی به وسیله طرح خاورمیانه بزرگ و مدل های مشابه آن مورد تهدید است.به همین جهت بایستی برنامه ها و دسیسه هایی این چنینی از سوی کارشناسان ایرانی به خوبی شناسایی شده و سیاست های پدافندی و پیشگیرانه ی متناسب از سوی دولتمردان ایران در پیش گرفته شود.
هدف ایالات متحده از طرح خاورمیانه بزرگ :
یکی از سیاستمدارن حزب سبزهای فرانسه در مورد پروژه خاورمیانه بزرگ گفته است که این طرح خطرناک در لباس و آرایش زیبایی از آزادی و دموکراسی به جهان ارائه شده است ولی هدفی جز کنترل و در اختیار گرفتن منابع و لوله های نفتی ندارد..!در واقع منطقه خاورمیانه که از کشورها،ملت ها،زبان و فرهنگ های مختلف تشکیل شده است انرژی کره زمین را در حال حاضر تامین می کند ولی خود منطقه ای فقیر و محروم به شمار می رود.
طرح خاورمیانه بزرگ حاصل پیش بینی اقتصاددانان امریکایی و کارشناسان نفتی این کشور در مورد آینده جهان،میزان انرژی مصرفی در 20 سال آینده،جمعیت جهان و سرنوشت ابرقدرتی امریکا است.طراحان پروژه یک قرن جدید امریکایی در صدد هستند تا ابرقدرتی این کشور را در دهه های آینده نیز تضمین نمایند.ولی این مورد نیز بدون پیش بینی وضعیت آینده و برنامه ریزی میسر شدنی نیست.
ایالات متحده چگونه می تواند جهان را همواره در کنترل خود داشته باشد در حالی که تا سال 2025 هفتاد و یک درصد نفت امریکا و 68 درصد انرژی مصرفی اروپا از خارج تامین خواهد شد.امریکا چگونه می خواهد جهان را با وجود این اندازه وابستگی به جهان خارج خود اداره کند؟در حالی که طبق پیش بینی اقتصاددانان امریکایی تا سال 2030 نیاز سالانه امریکا به انرژی هر سال بیش از یک و نیم درصد افزایش خواهد یافت و  کار به جایی خواهد رسید  که ایالات متحده بایستی در سال 2029 برای واردات نفت 150 میلیارد دلار پرداخت کند!جمعیت امریکا پنج درصد کل جمعیت جهان را تشکیل می دهد ولی همین کشور چهل درصد درآمد جهان را در اختیار گرفته است...! با این کیفیات امریکا تلاش دارد به جای این که مجبور باشد انرژی خود از بیرون تامین کند،مرزهای خود را تا جایی گسترش دهد که مرزهای خاورمیانه (انبار انرژی جهان) درون مرزهای نفوذی اش قرار بگیرد.طرح خاورمیانه بزرگ با چنین هدفی از سوی کسانی چون دونالد رامسفلد،پل ولفویتز،دیک چینی،ریچارد پرل، که همگی شاگردان مکتب بروس جکسون - سرمایه دار و سیاس گذار امریکایی- به شمار می روند تنظیم شد.امریکا در سال 2004 در اجلاس کشورهای گروه هشت (کشورهای صنعتی و روسیه) این طرح را به کشورهای عضو رسما ارائه کرده و خواستار بررسی آن از سوی دولت ها و همسویی آنان با دولت امریکا شد.

مجله " نیروهای مسلح امریکا " (2) وابسته به پنتاگون  در مقاله ای به قلم رالف پترس با نام "مرزهای خونین" بیان داشت که استقرار دموکراسی در جهان بدون تغییر مرزهای خاورمیانه امکان پذیر نیست.نویسنده این مقاله که یکی از استراتژیست های معروف نظامی وابسته به نئوکان ها می باشد آشکارا می نویسند : برای گسترش دموکراسی و از میان بردن ریشه های تروریسم باید مرزهای خاورمیانه بار دیگر تعیین شود!
انتشار چنین مقاله در نشریه نزدیک به پنتاگون حکایت از جدیت چنین طرحی دارد اما نویسنده به این حقیقت اشاره ندارد که از بین بردن تروریسم چه ملازمه ای با تغییر مرزها دارد؟ و چرا امریکا مجبور است برای مقابله با تروریسم، کشور و ملت های منطقه را نابود کند؟

بنیادها و افراد همسو :
در ارتباط با طرح خاورمیانه بزرگ نهادها،وزارتخانه ها و سازمان ها و افراد گوناگون و گسترده ای درگیر هستند  و هر یک از نهادها اعم از دولتی یا نیمه دولتی ،امنیتی یا سیاسی و افراد و نویسنده ها ،نظریه پردازان و افراد خریداری شده یا فریب داده شده بخشی از زمینه ها و پیش نیازهای این برنامه را تامین می کنند که در ادامه به بررسی اجمالی و گذرای بخشی از آنها پرداخته می شود.
الف) بنیاد پژوهش های سیاسی« امریکن اینترپرایز» که دیک چینی یکی از شناخته شده ترین چهره های وابسته به آن است از عمده ترین نهادهای تحقیقاتی است که تا کنون بررسی های زیادی را پیرامون کشورهای خاورمیانه و به ویژه قفقاز انجام داده است.نتایج این بررسی ها عمدتا بر حول محور تقویت سیاست های قومی و ایجاد تنش های قومی در قفقاز،ایران و ... بوده است.موسسه ی امریکن اینترپرایز در سال 1943 در در واشینتگتن دی سی دایر شد و زیر لوای نام هایی چون گسترش دموکراسی و آزادی اقدام به ارائه ی انگاره ها و دستور کار ها می نماید.در زمان حکومت جورج دبلیو بوش نیمی از پرسنل عالی رتبه دولت بوش با این بنیاد همکاری می کردند.کسانی همچون پل ولوفویتس (معاون وقت پنتاگون) مایکل لدین (تئوریسین و مشاور خارجی در دولت های امریکا با گرایش های شدید ضد ایرانی) ریجارد پرل،جیمز وولسی (رئیس اسبق سیا) و بسیاری دیگر از سیاست گزاران امریکایی در این بنیاد فعالیت کرده و سیاست های خاورمیانه دولت های محافظه کار امریکا را طرح ریزی می کنند.
همین تیم پروژه ی "طرح برای یک قرن جدید آمریکایی" را برای دولت بوش تنظیم کرد و در بعد رسانه ای شبکه ها و مجلاتی چون فاکس نیوز،نشنال رویو،نیو پابلیک،ویکلی استاندارد و چندین هفته نامه و فصل نامه و موسسه تحقیقاتی دیگر در مدار فکری آن قرار گرفته اند.
در این حلقه فکری کسانی چون لئو اشتراوس (فیلسوف سیاسی یهودی- آلمانی) با همکاری هانا آرنت، در دانشگاه شیکاگو قرار دارند و از نظر فلسفه ی سیاسی نئوکان های امریکایی را تقویت می کنند.اندیشه اشتراوسی بر این پایه فکری بنا نهاده شده است که دموکراسی غربی با الهام از اندیشه های یونانی و تقسیم گیتی به خیر و شر نجات دهنده جهان می باشد.بنا بر این یا باید دموکراسی غرب بر جهان غلبه کند و یا جهان در حالت بی روحی و بربریت باقی خواهند ماند.بنابر این دموکراسی غربی حتی اگر لازم باشد باید به زور اسلحه در کشورهای جهان حاکمیت یابد.
البته لازم به یادآوری است که در مرحله عمل ،پیاده کردن دموکراسی و آزادی از سوی سیاستمداران پیرو این فلسفه سیاسی بایستی در راستای سیاست های امریکا و با در نظر گرفتن منافع بلند مدت و میان مدت این دولت باشد.جمله معرف رامسفلد در مورد این که هرگونه اقدام به جنگ اتمی باید با در نظر گرفتن سیاست های امریکا و امنیت اسرائیل باشد به صورتی شیوا گویای نیات درونی سیاستمداران نئو محافظه کار امریکایی می باشد.
ب) اسپانسر های جنبش لیبرال:بروس جکسون و جرج سروس دو تن از سیاست گذاران و سرمایه داران بزرگ امریکایی هستند که هر کدام به نوعی سعی دارند با توجه به منافع امریکا و با استفاده از سرمایه های کلان خویش جهان را دستخوش دگردیسی های مطلوب خود کنند.این دو با به راه انداختن انقلاب های رنگی و مخملی در آسیا و شرق اروپا موازنه قدرت را در برخی از کشورها به سود امریکا تغییر داده اند و در مورد کشورهایی چون ایران و ترکیه مدل تنشهای قومی( مشابه آنچه که در بالکان گذشت) را بررسی می کنند.
بروس جکسون با به راه انداختن جنگ های منطقه ای در آسیا و افریقا سود کلانی ر ا نصیب کارخانه های اسلحه سازی به ویژه کمپانی "لاکهید-مارتین" نموده است.نقش بروس جکسون در به راه انداختن جنگ اخیر عراق و مقابله با حرکت ضد حمله نظامی شیراک و شرودر نیز چیزی نبوده که بتوان به سرعت از کنار آن گذشت.بروس جکسون با همراه ساختن  برخی کشورهای اروپای شرقی با ایالات متحده و گرفتن موافقت ده کشور اروپایی، جبهه ائتلافی امریکا در حمله به عراق را تکمیل کرد.نکته حایز اهمیت دیگر در مورد جکسون سهامداری و سمت وی در کمپانی لاکهید – مارتین است.شرکتی که بزرگ ترین طرف قرارداد وزارت دفاع امریکا بوده و عرضه کننده خدمات نظامی و سیستمهای امنیتی به دولت امریکا و دولت فدرال است.لاکهید مارتین سود سرشاری از جنگ در عراق برده است و هشتاد درصد از نیازهای نظامی و دفاعی پنتاگون را تامین می کند.رسانه های امریکایی فاش کرده اند که این شرکت تنها در سال 2002 قراردادی به میزان هفده میلیارد دلار با وزارت دفاع امریکا داشته است... !
بروس جکسون در سالهای اخیر بیشترین فعالیت خود را بر کشورهای آسیای میانه و قفقاز و بطور خاص  دریای مازندارن متوجه کرده است.که این موضوع با توجه به پیشینه و میزان نفوذ او در جهان به خودی خود باید زنگ خطری برای ایران و کارشناسان وزارت امورخارجه تلقی شود.
 جرج سروس(سرمایه دار یهودی-مجاری) نیز از دیگر چهره های امریکایی به شمار می رود که با وجود نزدیکی به لیبرال ها و دموکرات های امریکایی و مخالفت با جرج بوش در عرصه سیاست خارجی و خاورمیانه ای با نئوکان ها همراه است.نشریات غربی سروس را بزرگ ترین سیاستمدار ِ پولساز امریکایی می دانند و نشریه ی "فوربس" ثروت وی را در سال 2002 بالغ بر 885 میلیارد دلار دانسته.بیشتر کارشناسان سیاسی جهان،انقلاب های رنگی را در جمهوری های سابق روسیه متوجه سروس و بنیادهای وابسته به آن می دانند.همچنین مهاتیر محمد در جریان بحران اقتصادی جنوبشرق آسیا انگشت اتهام را به صورت مستقیم متوجه وی نمود.
بنیاد جامعه باز و بنیاد سروس از جمله موسساتی هستند که در بیشتر کشورهای جهان به ویژه آسیا به فعالیت های آشکار و مخفی می پردازند و زیر نقاب شعارهای چون دموکراسی،آزادی،پلورالیسم،جامعه آزاد و... مخالفین رژیم های سیاسی منطقه را به سود سیاست های استعماری امریکا سازماندهی می کنند.
در حال حاضر بنیاد سروس یکی از بزرگ ترین نهادهای غیر سیاسی است که جنبشهای قومی و تجزیه طلبانه را در ترکیه و ایران کانالیزه کرده و از این حرکت ها حمایت مالی،سیاسی می نماید.از لحاظ تئوریک نیز همین بنیادها با تئوریزه کردن گفتمان های قومی از طریق خالی کردن دموکراسی و آزادی از محتوای راستین و جایگزینی اهداف ضد ملی به جای آنها ،لباسی از دموکراسی و حقوق بشر بر تن تجزیه طلبی و جنگ قومیت ها در منطقه می پوشانند.
در این بنیادها بر روی تیره ها و اقوام ایرانی مطالعات گسترده ای صورت می گیرد،ظرفیت ها و تاریخچه ی هر یک و رابطه قومیت ها با یکدیگر به دقت بررسی می شود.نقاط قوت و ضعف هر کدام،جهش ها و سهم سیاسی شان در تاریخ ایران موشکافی می گردد و در نهایت برای هر کدام برنامه ای ساماندهی می شود.گاهی تلاش می کنند از خرده فرهنگ های ایران،فرهنگ مستقلی تصویر کنند و سپس نام "قوم" یا "خلق" بر آن می نهند.نویسنده های وابسته یا مرتبط با این گونه بنگاه ها مامور می شوند تاریخ مستقلی برای هر قوم بنویسند و سرنوشت آن را جدا از سایرین بنمایانند.آنگاه است که اندک اندک از واژه "ملت" برای تیره ها و گویندگان یک لهجه استفاده می شود تا زمینه برای تنش های درونی میان ایرانیان در سالها و بلکه دهه های آینده آماده شود.
نوشته های تحریف شده و جهت دار برندا شافر (استادیار دانشگاه تل آویو و از کارمندان بنیاد سروس) با موضوع برادری و مرزها در ایران (3) از جمله اقدامات آشکار موسسه سروس در تئوریزه کردن جنگ قومیتی در ایران بوده است.این کتاب از سوی افراد وابسته به جرج سروس در ایران با نام مستعار ترجمه ،چاپ و به صورت رایگان توزیع گردید.
هم اکنون بنیاد سروس در جمهوری به اصطلاح آذربایجان به شدت فعال بوده و از حامیان عمده طرح خاورمیانه بزرگ می باشد.همه ساله به دهها تن از فعالین گروه های قومی در این بنیادها  (مستقر در ترکیه و به اصطلاح جمهوری آذربایجان) آموزش هایی در مورد براندازی های نرم،انقلاب مخملی و... داده شده به ایران فرستاده می شوند و یا از طریق اینترنت با این نهادها و افراد هماهنگ می گردند.
ج) موسسات و بنیادهای آلمانی :موسسات و بنیادهای به ظاهر موقوفه آلمانی ِ مستقر در اقلیم کردستان و ترکیه به عنوان یکی از بازوهای حامی طرح خاورمیانه بزرگ، تلاش دارند در صورت تحقق چنین پروژه ای منافع آلمان را در بازی سیاسی تامین کنند.این بنیادها با حمایت از گروه های سیاسی کرد در شمال عراق و ترکیه و حمایت از احزاب سیاسی ترک و طرفدار سرکوب کردها هم بر شدت بحران می افزایند و هم میزان وابستگی کردها به خود را افزایش می دهند زیرا این وابستگی متضمن نفوذ دولت آلمان در میان کردها خواهد بود.
لازم به یادآوری است که جایگاه ترکیه در طرح خاورمیانه بزرگ همچون ایران جایگاهی است نگران کننده.چرا که بر اساس این طرح ترکیه به سه قسمت تقسیم می شود و ناحیه جنوبشرق (کرد نشین) و شمال شرق (زمین هایی که ارامنه در مورد آن ادعا دارد) از این کشور جدا خواهند شد.علاوه بر این اظهارات رجب طیب اردوغان  پس از دیدار با جرج بوش در کاخ سفید در سال 2004 مبنی بر حمایت دولت ترکیه از این طرح ،نگرانی هایی را در میان محافل ترکیه بر انگیخته است.
بنابراین آلمان نیز تلاش دارد با نفوذ در این کشور همچون امریکا از منابع انرژی شمال عراق بهره کافی را ببرد.(4)
ایران و پروژه خاورمیانه بزرگ:
پروژه خاورمیانه بزرگ در برگیرنده سرزمین های حدفاصل شمال افریقا تا مغولستان می باشد.اما شاه بیت این طرح در مورد کشورهای کناره دریای پارس و  دریای مازندران تحقق می یابد.سرزمین هایی که منبع انرژی جهان امروز هستند.سرزمین هایی که در حاشیه آن مردمان شیعه مذهب و ایرانی زندگی می کنند و به طور خلاصه سرزمین هایی که در گستره ی مرزهای پیشین ایران تا پیش از انعقاد قرارداد استعماری گلستان قرار گرفته اند.به زبان دیگر پروژه خاورمیانه بزرگ درون مرزهای ایران تاریخی و فرهنگی قرار گرفته است و حتی در صورتی که مرزهای ایران سیاسی (ایران مرکزی) را مورد تهدید قرار نمی داد،به طور یقین منافع حیاتی ایران را در منطقه تهدید می کرد.
تز تقسیم قدرت بزرگ به تکه های کوچک تر: ایران در منطقه موسوم به خاورمیانه (که تا دویست سال پیش بر نیمی از آن تسلط داشت) کشوری قدیمی به شمار می رود و در واقع صاحبخانه آن است.ایالات متحده نمی تواند هیچ طرحی را در این منطقه بدون کسب رضایت دولت ها و حکومت های حاکم بر ایران پیش ببرد ،همانطور که تا کنون در عراق،فلسطین،افغانستان و... ناکام بوده است.از این منظر اندیشه از میان برداشتن این قدرت منطقه ای همواره برای سیاست گذاران تندرو امریکایی جذاب بوده است،از طرفی اسراییل نیز به عنوان یک اقدام انتقام جویانه نسبت به ایجاد جنگ داخلی در ایران و تحریک قومیت ها دلبستگی دارد.از این روست که سرویس های اطلاعاتی این کشور در کنار سیا ، ام.آی.6 و میت در تحریک ایرانیان برای ایجاد تنش های قومی و داشتن گرایش های منطقه ای نقش قابل توجهی دارند.
اما به جرات می توان گفت که در ایران هیچگاه به خودی خود تنش قومی رخ نمی دهد.زیرا در هیچیک از ادوار تاریخ ایران به ویژه تاریخ همروزگار چنین اتفاقی رخ نداده است.وجود ریشه های نژادی و زبانی و فرهنگی مشترک در میان ایرانیان از دیرباز تا کنون مانع بزرگی در برابر این پدیده است.
ملت ایران از تیره ها یا اقوام چندی تشکیل شده است که هر کدام دارای خرده فرهنگ های ویژه خود هستند اما باید میان مفهوم قومیت و ملیت تفکیک قائل شد.قوم واژه ای است ناظر به فرهنگ یک گروه ولی ملت دارای بار سیاسی است و با وجود دولت و سرزمین خاص معنا پیدا می کند.مهمتر این که نسبت قوم به ملت همچون نسبت شاخه است به درخت.اما آمیزش معانی و عدم شناسایی (تعریف) درست از واژه ها که به عمد صورت می گیرد ابزار عمده ی کسانی است که بر طبل مسائل قومی می کوبند.
عدم وجود زمینه اجتماعی برای تنش های قومی در ایران باعث می شود که دست هایی که مامور به اجرای مرحله به مرحله پروژه خاورمیانه بزرگ هستند به یکسری اقدامات فرهنگی دست بیازند.در نتیجه ایجاد گروههای قومی ،مسلح کردن آنها یا کمک های مالی و تبلیغاتی و سرمایه گذاری های قابل توجه بر روی آن دسته از نیروهای اپوزیسیون که دارای گرایش های قومی و قبیله ای می باشند در همین چارچوب قابل بررسی و ارزیابی است.

حمایت های سیاسی و مالی امریکا از گروه های قومی در ایران: بحث پشتیبانی مالی و سیاسی و تئوریک بیگانگان از گروهک های متحجر قوم گرا و منطقه گرا در ایران چیزی نیست که نتوان آن را به آسانی اثبات کرد.مقامات بلند پایه امریکایی بارها و بارها  در سخنان خود بر این موضوع تاکید  کرده اند که در صدد هستند ایران را از درون متلاشی کنند و به کشور های کوچکتر تقسیم نمایند.دلایل این موضوع از دیدگاه امریکایی نیز در سطور بالا به صورت اجمالی ذکر شد.
 حمایت های پشت پرده بیگانگان از افراد و دسته های تجزیه طلب در فاز تئوریک نیز به اندازه حمایت مالی و سیاسی وجود دارد.تا جایی که در بنیادهای مطالعاتی ریز و درشت وابسته به حامیان و طراحان طرح خاورمیانه بزرگ، گفتمان های قوم گرایی ،تجزیه طلبی و فدرالیسم، تئوریزه شده و از راه های گوناگون برای نشر و گسترش به درون مرز فرستاده می شود.استفاده از گفتمان های مدرن و امروزی و تلفیق آن با قوم گرایی رایج ترین و زیرکانه ترین شیوه برای این کار است.تئوریسن های "سروسی" با به کار گیری گفتمان هایی چون آزادی ،پلورالیسم از هر نوع به ویژه قومیتی،حقوق بشر،زبان مادری،آزادی انتخاب و ... و بکار بردن مقدماتی نیم درست و نیم معیوب به نتایجی کاملا نادرست و معیوب می رسند که به هیچ روی رنگی از واقعیت را  دارا نیستند.
همانطور که گفته شد رویارویی جمهوری اسلامی با غرب به ویژه اسرائیل و امریکا و نیز تاکید ایران بر حق استفاده اش از انرژی هسته ای و بسیاری دیگر از مسائل باعث شده است تا سیاست گذاران امریکایی از مدل های گوناگونی برای ضربه زدن به حکومت ایران و به تبع آن کشور ایران استفاده نمایند.در زمان حکومت نومحافظه کاران گزینه اختلاف های قومی و استفاده از به اصطلاح تکثر قومی در ایران مورد توجه دولت بوش و کارگزاران آن قرار گرفت.در همین راستا برخی نهادهای امنیتی وابسته به دولت امریکا پژوهش هایی را به سفارش دولت در مورد اقوام ایرانی و ظرفیت های هر یک انجام دادند و به دنبال آن مقالات و نوشته های تئوریسن های امریکایی در نشریات نومحافظه کار به چاپ رسید که هر یک را می توان به گونه ای گویای وضعیت وخیم و تهدیدات جدید برای تمامیت ارضی ایران تلقی کرد.
نشریه "ویکلی استاندارد" از مدافعان طرح خاورمیانه بزرگ و نزدیک به جناح معروف به بازهای در حزب جمهوری خواه در مقاله ای به قلم توماس مک ایندی (معاون ستاد هوایی هوایی امریکا) در مورد مدل حمله احتمالی امریکا به ایران این گونه ابراز نظر می کند: «عملیات گسترده نظامی به همراه عملیات پنهان از ناراضیان داخلی همانطور که در افغانستان اجرا شد می تواند با استفاده از گروه های قومی غیرفارس[زبان] برای سرنگونی رژیم طرح ریزی شود.»  (5)
مایکل روبین از هواداران تغییر مرزها در خاورمیانه در نشریه اورشلیم پست در سال 2007 پیرامون استفاده از گروه های تجزیه طلب برای سرنگونی رژیم ایران چنین می نویسد: «اگر دولت بوش اراده سیاسی مبتنی بر پیگیری جنگ علیه تروریست ها و طرفدارانشان را داشته باشد می توان حکومت دینی ایران را ساقط کرد و با حمایت از گروه های آذری و کرد در ایران و حمله گسترده نظامی ،تهران شکست خواهد خورد.» (6)
استفاده امریکا از گروه های دست آموز مسلح در نواحی مرزی ایران که هر روز گروهی از مرزداران ِ کشورمان را به شهادت می رسانند و اقدام به بمب گذاری در شهرها و یا بستن جاده های بین شهری می کنند چیزی نیست که از نظرها دور مانده باشد.چرا که هم سرکرده این گروها (در جنوبشرق و شمالغرب) به این حقیقت اذعان دارند و هم مقامات امریکایی گاه و بیگاه به این موضوع به عنوان یک اهرم فشار علیه ایران اشاره می کنند.
فردی موسوم به حاج احمدی رهبر گروه تروریستی پژاک که در سال 1990 تاسیس شده است در یکی از سفرهای خود(آگوست 2006) به ایالات متحده در گفتگو با واشینگتن تایمز هدف از این مسافرت را دریافت کمک های مالی،سیاسی و نظامی از دولت امریکا برای سرنگونی حکومت ایران عنوان کرده و متعاقب آن افسران امریکایی برای آموزش نیروهای پژاک در شمال عراق وارد ارودگاه های این سازمان شدند.دوربین خبرنگار تلویزیون ای.آر.دی آلمان نیز به هنگام تهیه خبر از اردوگاه های پژاک به حضور نظامیان و افسران امریکایی در این کمپ ها اشاره نمود و رهبر پژاک نیز در سخنان خود حضور گروهش در عراق را امتیازی برای امریکا دانست.
"سیمور هرش " در مقاله ای با عنوان "عملکرد بعدی" در نشریه نیویورکر به نوع استفاده امریکا و متحدانش از این گروهها اشاره کرده و به صورت گویا به وابستگی سازمان های قومی و هدف از تاسیس آن ها پرداخته است. « در شش ماه گذشته اسراییل و امریکا به گسترش حمایت خود از پژاک شدت بخشیده اند.این گروه اخیرا یورش هایی به درون مرزهای ایران انجام داده است.یکی از مشاوران دولت امریکا که ارتباط نزدیکی با پنتاگون دارد به من گفت :...پنتاگون روابط پنهانی را با گروه های قومی آذری،کرد و بلوچ برقرار کرده است و آن ها به افزایش اقدامات برای تحلیل بردن اقتدار دولت ایران در نواحی شمال غربی و جنوب شرقی ترغیب کرده است.اسراییل حتی به گروه های کردی آموزش و تجهیزات نظای ارائه می کند.این گروه های کردی همچنین فهرستی از اهدافی که در ایران باید مورد حمله قرار بگیرد را از سوی اسرائیل در چارچوب منافع امریکا دریافت کرده اند.» (7)
در مورد حمایت واشینگتن از گروه موسوم به جندالله نیز شبکه ان.بی.سی در ماه می 2007 اعلام کرد که این گروه ِ مستقر در پاکستان به تشویق سیا در نواحی مرزی ایران اقدام به خرابکاری می کنند.

پروژه خاورمیانه بزرگ و کشورهای همسایه ایران: بی شک ایالات متحده در بیشتر کشورهای همسایه ایران دارای نفوذ سیاسی سرشاری است که باعث می شود در مواقع لزوم از این نفوذ بر علیه ایران استفاده نماید.این استفاده و اعمال نفوذ علاوه بر این که می تواند در جهت فشار برای در اختیار داشتن پایگاه نظامی برای حمله به ایران باشد،در فاز جنگ روانی نیز جریان دارد.
کشورهایی حاشیه نشین خلیج فارس با حمایت و چراغ سبز امریکا ادعاهایی پیرامون جزیره های ایرانی دریای فارس مطرح می کنند و با استفاده از دلارهای نفتی، برخی موسسات مطالعاتی و نشقه برداری و... را تشویق می کنند از نام های دیگری برای خلیج فارس کاربری کنند.این موضوع در مواردی به کتاب های درسی برخی کشورها نیز سرایت پیدا می کند.کانال های تلویزیونی وابسته به اعراب گاه و بیگاه تمامیت ارضی ایران را با گزارش های وقیحانه ای زیر پرسش می برند و...!این جنگ روانی و عملیات ایذایی علیه ایران بی شک بدون چراغ سبز ایران امکان پذیر نمی باشد .
نومحافظه کاران امریکایی تلاش دارند تا با تحریک اعراب علیه ایران و تهدید قلمداد کردن این کشور ،جبهه ی واحدی را در میان کشورهای عربی علیه ایران به وجود بیاورند. سناتور مك كين نامزد جمهوري خواهان براي رياست جمهوري آمريكا در سال 2006 در ميز گردي در يك پايگاه دريائي آمريكا بعد از اشاره به پيشرفت هاي ايران در زمينه غني سازي اورانيوم كه به گفته وي در عين حال مي تواند در ساخت و توليد سلاح اتمي استفاده شود، گفته بود : "من همچنان نگران جاه طلبي ايراني ها هستم كه قدمتي تاريخي مبني بر تسلط پارس ها بر منطقه دارند." (هرالد تریبون 9 فوریه 2007)
چند سال پیش از این اظهارات نیز دیک چینی (چهره دیگر محافظه کار ) در یک مصاحبه ادعاهای مشابهی را مطرح کرده و ایرانیان را متهم به فاشیسم و نژادپرستی نموده و از برخی مواضع کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس دفاع کرده بود.
ایالات متحده علاوه بر کشورهای حاشیه خلیج فارس در برخی کشورهای شمالی ایران نیز دارای کانون هایی است که به هنگام نیاز موضع امریکا یا اسراییل را برای فشار به ایران تقویت می کنند.رژیم باکو به عنوان حکومتی که همه سفارش ها و توصیه های مقامات امریکایی و اسرائیلی را مورد توجه قرار می دهد در طرح خاورمیانه بزرگ نقش فعالی داشته و از کشورهای پایگاه به شمار می رود.از دید امریکایی ها علاوه بر این که می توان از خاک به اصطلاح جمهوری آذربایجان برای حمله ایران استفاده کرد،می توان از ظرفیت های موج پان ترکیسم در این کشور برای فشار به ایران و در آینده دور برای تجزیه ایران بهره برد.
اسکات ریتر افسر اطلاعاتی امریکا و بازرس نظامی مانورهای مشترک امریکا - رژیم باکو  در مورد اهمیت جمهوری آذربایجان برای امریکا می گوید: « جمهوری آذربایجان برای منافع ما اهمیت زیادی دارد.به دلیل این که همسایه ایران و نزدیک ترین راه برای رسیدن به تهران می باشد.» (8)

اسکات ریتر در مقاله ی دیگری که در الجزیره از وی چاپ شد (سال 2006) با صراحت عنوان کرد که:« نیروهای سیا و نیروهای ویژه امریکا ،نیروهای آذربایجان را در قالب واحدهای نیروهای ویژه آموزش می دهند که توانایی انجام عملیات در درون خاک ایران و شوراندن بخش عظیم اقلیت قومی آذری ها را داشته باشند.»
مشاور وزیر خارجه امریکا ،دانیل فراید نیز در مارس 2006 عنوان کرد که :واشینتگن به دولت آذربایجان اطلاعات لازم را در مورد طرح هایشان درباره ایران ارائه داده کرده است.زیرا آذربایجان حق دارد از آن آگاه شود.
 بی شک اطلاع رژیم باکو از این "طرح ها" است که به این حکومت نورس جرات و جسارت می دهد تا با برگزاری برخی کنفرانس ها با حضور مقامات رسمی در جهت نقض حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران اقدام نماید و نمایندگان مجلس این کشور گاه و بیگاه با نامه ها و سخنرانی های گستاخانه پا را از گلیم خود را فراتر گذاشته و به مقامات عالی رتبه ایران نامه هایی بفرستند .شاید بتوان گفت با دلگرمی به چنین طرح هایی است که رژیم باکو در کتاب های درسی خود با رسم برخی نقشه ها بر سرزمین هایی به گستره ی چندین برابر وسعت خاک خود ادعای مالکیت مطرح نماید.در غیر این صورت بسیار بعید به نظر می رسد این کشور کوچک و نورس از ظرفیت های خود آگاه نبوده و بدون پشتوانه،خود را در برابر قدرتی همچون ایران قرار دهد.
تئوری پردازی های تزریق شده از سوی امریکایی ها: همانطور که گفتیم موسسات و تئوریسین های وابسته به طرح خاورمیانه بزرگ برای پیش بردن پروژه خود تئوری ها و انگاره هایی را برای افراد و سازمان های ایجاد شده،تولید می کنند.
مدل فدرالیسم ِ مبتنی بر قومیت ها برای ایران از مهمترین نظریه پردازی ها است که بسیاری از گروه های تجزیه طلب به عنوان فاز نخستین تجزیه ایران به پیروی از نظریه پردازان ذکر شده به آن تمایل دارند.
مایکل لدین و تیم وی در سال 2005 با همکاری موسسه امریکن اینترپرایز کنفرانس جنجالی را با حضور عناصر ضدملی برگزار کرد که «نمونه دیگر برای فدرالیسم» نام داشت.همچنین در سال 2006 کنفرانس مشابهی در واشینگتن برگزار شد.
برخی کارشناسان بر این باورند که با تصویب قانون حمایت از آزادی در ایران در سال 2006 توسط دولت بوش و اختصاص بودجه 75 میلیون دلاری برای نیروهای اپوزیسیون ایران نیروهای قومی برای وانمود کردن خود به عنوان یک آلترناتیو  نیرومند برای حکومت ایران با برگزاری کنفرانس های پیاپی و تشکیل جبهه های هواخواه فدرالیسم در صدد برآمدند تا از این بودجه کلان بهره مند شوند.
نزدیک به نیمی از بودجه ی تعیین شده در سال 2006 به دو رسانه فارسی زبان رادیو فردا تلویریون صدای امریکا اختصاص یافت.در سال های آتی این دو رسانه به صورت هماهنگ تبدیل شدند به رسانه هایی که اخبار مربوط به عناصر ضد ملی و خواست های آنها را بازتاب داده و اکنون بعضی مهمانان شرکت کننده در برنامه های این دو رسانه به خود جرات می دهند به صورت آشکار از عناصر بیگانه پرست و قبیله گرای ِ درون مرز حمایت به عمل آورند.
بهره سخن : همانطور که گفته شد علاقه امریکا به تکه تکه کردن ایران در راستای پروژه قرن و ساختن یک قرن امریکایی و طرح خاورمیانه بزرگ می باشد.ایالات متحده پس از روی کار آمدن نئوکان ها،دور جدیدی از مطالعات را بر روی اقوام ایرانی در سال 2003 آغاز کرد.این پروژه ی پژوهشی که یکسال به طول انجامید به سفارش نیروی دریایی امریکا به «شرکت هیکس و شرکاء» به صورت دو پروژه تحقیقاتی در مورد اقلیت های قومی ایران واگذار گردید و «تاثیر فرهنگ خارجی بر عملیات های نظامی» نام گرفت. سرهنگ ریگ لانگ ،سخنگوی نیروی دریایی امریکا در مصاحبه با فاینیشال تایمز به این موضوع اشاره کرده و به پرسش های این نشریه پاسخ داد.(9)
بدون شک ورود نئوکان ها به عرصه قدرت در امریکا تاثیر زیادی بر مسائل قومی در ایران داشت و این نیز یک واقعیت است که عملکرد و واکنش های رسمی به این موضوع در ایران به هیچ روی مثبت و سازنده نبوده است.مقامات ایرانی با وجود آگاهی از وجود چنین دسیسه هایی که از سوی امریکا هدایت می شود اقدامات مناسبی برای مقابله با آن انجام نداده اند.نکته دردآور این که اگر قرار باشد با هر انتخابات در امریکا و روی کار آمدن دولت جدید، کشور ما بخشی از داشته ها و اندوخته های چند هزار ساله خود را - که اتحاد ملی در راس آن هاست – از دست بدهد،در این صورت مفهوم حاکمیت ملی و استقلال در این کشور خدشه دار می شود.
طبیعی است که عناصر ضدایرانی در منطقه خواستار قدرت گیری ایران نمی باشند.غرب هیچگاه توان تحمل یک ایران قدرتمند و بزرگ را در آسیا نداشته است و این پروسه (روند تجزیه و تضعیف ایران) از دویست سال پیش آغاز شده.سرزمین های قفقازی ایران از سوی روسیه برای دست یابی به آب های گرم و با همکاری هیئت حاکمه وقت ایران به تاراج رفت.سرزمین های شرقی ایران از سوی انگلستان برای مقابله با روسیه از ایران ستانده شد و بحرین نیز با یک توطئه ماسونی ِ دیگر از ایران جدا ماند.اکنون برای رسیدن به منابع انرژی دریای مازندارن و سرکوب شیعیان در مناطق نفت خیز جهان ،ایران باید ناتوان شود و در پنجاه سال آینده به چند کشور کوچکتر تقسیم گردد.همانطور که در دو سده ی  گذشته به دهها کشور تقسیم و در راس هر کدام یک هیئت حاکمه ضد ایرانی گمارده شد تا اندیشه بازگشت و اتحاد از پیش خنثی شده باشد.
اما برای مقابله با طرح خاورمیانه بزرگ چه باید کرد؟ آیا باید همچنان نظاره گر اوضاع باشیم ؟ آیا زمان آن فرانرسیده است که طرح و برنامه ی خودمان را برای منطقه ای که در آن صاحبخانه به شمار می رویم و در هر نقطه از آن نشانی از فرهنگ ملت ما یافت می شود ارائه دهیم؟
طرح خاورمیانه بزرگ درون مرزهای ایران بزرگ قرار گرفته است.ایرانی که تا چندی پیش سرزمینی یکپارچه با پرچمی واحد بود!در جهانی که به سوی اتحاد پیش می رود و اتحادیه های بزرگ و کوچک در افریقا،امریکا،جنوبشرق آسیا و اروپا و... تشکیل می شود ما نیز نمی توانیم به تنهایی ادامه حیات دهیم.در اروپا دولت هایی که سال ها با یکدیگر جنگیده و دشمنی های تاریخی میان ملت هاشان هنوز نیز به صورت رقابتی جریان دارد با تشکیل اتحادیه ای نیرومند به سوی کنفدراسیونی پیش رفتند و با برداشتن مرزها و یکسان سازی پولی و ... وزنه ای نوین را در جهان پدید آوردند.حال چگونه است که مردمان این بخش از آسیا که تا سده گذشته زیر لوای یک دولت و یک پرچم زندگی می کردند،دارای زبان،تبار و فرهنگ یکسانی هستند،ادبیات یکسانی دارند و در فلات واحدی زندگی می کنند نمی توانند با یکدیگر همچون گذشته اتحادیه ای از سرزمین های ایرانی را داشته باشند؟ چرا بایستی میلیون ها ایرانی اسیر خواست های استعماری چند تئوریسین و چند موسسه تحقیقاتی و گروهی از عوامل فرصت طلب و اپورتونیست ایرانی نما شوند؟
بی شک ایرانیان ِ منطقه در برابر یک انتخاب بزرگ قرار دارند.یا باید سرنوشتی را که دیگران برایشان نوشته اند را سر تعظیم فرود آورند و در کشورهای ناتوان تر و ذره بینی تر زندگی کنند و منابع نفتی و معدنی شان را در اختیار سرمایه داران یهودی قرار دهند و در سرزمین خود برای رفاه و ابرقدرتی کشوری دیگر تلاش کنند و یا با درانداختن نظم نوین خود ،نظم آزادگان جهان و نظم جهانِ ضد استعمار به زیست سرافراز خویش در پهنه تاریخ ملی خود ادامه دهند.
ملت ایران و جامعه بزرگ ایرانی به صورت طبیعی در جهت نیل به اهداف و منافع خویش حرکت می کند ولی میزان هماهنگی دولت ها و حکومت ها با این سیر تاریخی است که نقش ِ دیگر روی ِ سکه را نمایان خواهد کرد.امروزه بزرگ ترین مقابله با امریکا در مقابله با "پروژه یک قرن جدید امریکایی" و طرح استعماری خاورمیانه بزرگ نمود می یابد.



● پی نوشت ها:

  Project for a New American Century:1

2: American Armed Forces Journal

3:Borders and Brethen: Iran and the challenge of Azarbaijan

4:در این مورد نک:سالار سیف الدینی،اثرگذاري از طريق بنيادهاي موقوفه،روزنامه  مردمسالاری،27 شهریور 1386

5:Thomas Mc Inerny.Neocons Want To Use Afghan Model In Iran,

6: Micheal Rubin, U.S. And Regime Change In Iran, Yerusalim post,november20,2007

7: Seymor.M Hersh.The next act,The Newyorker,Nov 27 ,2006

8:http://www.atlanticcommunity.org/index/items/view/Dr._Dan_Plesch_and_Martin_Butcher_On_US_Military_Preparations_to_ Bomb_Iran>.p.46

9:Guy Dimore, U.S. Marines Probe Tension Among iran”s Minority.The Finantial Times.Thursday,February 23,2006.







نقشه طرح خاورمیانه بزرگ،منتشر شده در نشریات نزدیک به پنتاگون و ناتو



www.Seyfodini.BlogFa.Com